بیست و هشتمین سالیاد «خاتمی زنده دل»؛ امام فرمودند، «من هر وقت به صورت آقای خاتمی نگاه می کردم به یاد خدا می افتادم»
بیست و هشتمین سالیاد «خاتمی زنده دل»؛
امام فرمودند، «من هر وقت به صورت آقای خاتمی نگاه می کردم به یاد خدا می افتادم»

یکی از اعضای دفتر آیت الله سید روح الله خاتمی(ره) می گوید: همانگونه که خود در مصاحبهای با مجلۀ پیام انقلاب میفرمایند «بنده شیفتۀ امام هستم و ایشان را یکی از نوابغ روزگار و از افتخارات عالم اسلامی میدانم.» متقابلاً امام هم به ایشان بسیار علاقه داشتند و روی همین اصل، گاه و بیگاه یادگار ارجمند و فرزند برومند امام امت حضرت ﺣﺠﺔالاسلام والسلمین حاج سیّد احمد خمینی(ره) به همراه یادگار ارزشمند سومین شهید محراب حضرت حجةالاسلام والمسلمین جناب آقای حاج شیخ محمدعلی صدوقی که در آن موقع نمایندۀ مجلس بودند به یزد میآمدند و ایشان را زیارت میکردند و سلام امام را خدمت ایشان ابلاغ میکردند و ایشان هم نسبت به امام اظهار علاقۀ فراوان مینمودند. دیدیم که در رحلتشان امام چه پیام پرمحتوایی برای ایشان دادند، پیامی که تمامش بیان صفات و فضائل اخلاقی و انسانی ایشان بود و از قول همسر محترم امام نقل شد وقتی امام خبر رحلت آیتالله خاتمی را شنید بعد از استرجاع یعنی گفتن «انا لله و انا الیه راجعون» فرمودند: «من هر وقت به صورت آقای خاتمی نگاه میکردم به یاد خدا میافتادم».
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، امروز پنجم آبان ماه بیست و هشتمین سالگرد رحلت آیت الله سید روح الله خاتمی(ره) نماینده امام خمینی در استان یزد و امام جمعه شهر یزد است.
شرح زندگی آیت الله خاتمی از زبان خویش:
" نام من «سید روح الله خاتمی» است. بر حسب نوشته ای که از پدرم در پشت قرآنش باقی مانده است، در سال 1324 قمری (1285 ه.ش) متولد شدم؛ و این را هم عرض بکنم، در تاریخی که والدم برای من نوشته است، نام مرا «محمد» گذاشته است و لقب مرا «روح الله»؛ ولی از آنجایی که من یاد دارم، چون از اول نام مرا روح الله خوانده اند، شناسنامه ام را هم به نام روح الله گرفته اند.
دوران طفولیت را در «اردکان» سپری کرده ام و از آنجایی که خانواده من، هم از طرف پدر و هم از طرف مادر، در سلک روحانیت بوده اند، لذا من هم پس از طی دوران کودکی، به تحصیل علوم دینی پرداختم؛ و تا سن هفده سالگی در اردکان، مشغول تحصیل بودم.
پس از آن، برای ادامه کسب علم، به «اصفهان» که در آن ایام، مرکز مهم و حوزه گرم علوم و مجمع دانشمندان در فنون مختلف بود، روانه شدم؛ و تا سال 1355 ه.ق (1315 ه.ش) در آنجا به سر بردم و از محضر بزرگان علم و ادب و فقه و اصول و فلسفه، به قدر استعداد و قابلیت، کسب فیض کردم.
در این فرصت، برای آنکه یادی از آن بزرگان علم و فضیلت کرده باشم، از آنهایی که حقشان بر من عظیم تر است، نام می برم: حضرت عالم ربانی «میرزا علی آقا شیرازی»، حضرت علامه بزرگوار «حاج آقا رحیم ارباب»، حکیم و فیلسوف نامدار «شیخ محمد خراسانی»، حضرت «آیت الله حاج میر سید علی نجف آبادی» و حضرت «آیت الله سید محمد نجف آبادی»؛ که هر یک، علی اختلاف مراتبهم، از چهره های درخشان فضیلت و خورشید های پر فروغ آسمان دانش و تقوا بودند؛ "جزاهم الله عن الاسلام، احسن الجزا؛" که همه به جوار حق رفته اند.
باری، چنانچه در پیش اشاره رفت، در سال 1355 ه.ق (1315 ه.ش)، از اصفهان به اردکان، نه به قصد اقامت، بازگشتم. در آن زمان از طرف رژیم «پهلوی»، فشار و خفقان، مخصوصاً نسبت به روحانیت، به اوج خود رسیده بود و کمر بر محو آنچه نشانه دین و فضیلت و انسانیت بود، محکم، بسته بودند.
مساله تغییر لباس، کشف حجاب و تعطیلی محافل دینی و اشاعه فحشا و منکر و بازداشتن مردم از توجه به دین و اخلاق انسانی و سوق دادن مسیولیتشان، طوعاً او کرهاً، به سوی فساد و حیوانیت، به شدت پیگیری می شد و جوی به وجود آورده بودند که منکر، معروف، و معروف، منکر شناخته می شد و در آن جو، برای روحانیت که وظیفه او، امر به معروف و نهی از منکر و نشر فضیلت و ترویج دین است، امکان هیچ گونه حرکت دینی و علمی و تحقیقی نبود؛ جز اینکه اقامه جماعتی کند و گاهی مسایل ساده فرعی برای عده محدودی بیان کند؛ حتی همین اندازه هم برای رژیم قابل تحمل نبود و اغلب، بهانه جویی و مزاحمت هایی، فراهم می ساخت.
گوشه
ای از زندگی عارفانه آیت الله خاتمی هنگام کار بر زمین های کشاورزی کویری
اردکان؛ مناعت طبع، ساده زیستی و احتیاط در بیت المال از ویژگی های اخلاقی
ایشان بود؛ آیت الله خاتمی در سراسر زندگی خود، همواره با کشاورزی و زراعت
روزی خود را به دست می آورد.
چند سال بدین منوال گذشت تا «جنگ بین الملل دوم» پیش آمد و شعله های آتش
آن، همه جا را گرفت. «ایران» عزیز از طرف «متفقین» اشغال شد و همه چیز این
مملکت، دستخوش تجاوز آنها و فساد های بسیار و خسارت های بیشمار و انواع
مصیبت ها شد و بلا ها برای ما به بار آورد؛ اما در میان همه آن تاریکی ها،
روزنه ای به روشنایی باز شد و آن؛ برداشتن اختناق و فشار و به وجود آمدن
آزادی، به خصوص در امور مذهبی بود. آن تضییقات و فشار ها که بر روحانیت
وارد می آمد، فرو کشید و امکان فعالیت مذهبی به وجود آمد و فرصتی دست داد
که بایستی در جمع، به شئون دینی توجه و در واقع از نو تجدید سازمان شود.
با این وضع، اینجانب هم، در اردکان، بر حسب وظیفه، با کمک مردم، به کار
هایی دست زدم که در راس آن، تشکیل «حوزه علمیه اردکان» بود که ظاهراً در
اردکان، کم سابقه یا به آن صورت، بی سابقه بود؛ و در راس دیگر، کار های
علمی و دینی و اجتماعی قرار داشت که برای ذکر آن، موجبی نمی دانم.
از سال 1341 (ه،ش) که انقلاب اسلامی به رهبری قائد عظیم الشان «حضرت امام خمینی» شروع شد، در جریان آن قرار داشتم و همپای مردم و روحانیت، قدم برداشتم و کار هایی داشتم؛ که بزرگی و کوچکی آن، و یا در انقلاب چه اثری داشته یا اصلاً اثری نداشته را نمی دانم و نمی خواهم بدانم یا از آن ذکری کنم؛ که اگر چیزی از آن به حساب آمده باشد و به مقدار ذره ای، مورد قبول درگاه «او» قرار گرفته باشد، فَبها و نَعِمّا؛ وگرنه وای بر من که عمری تباه کردم و کاری که بتوان به حساب «او» بگذارم، ندارم.
حکم امام به آیت الله خاتمی
پس از پیروزی انقلاب، وی با حکم امام خمینی(س) در 3 آبان سال 58 به عنوان امام جمعهٔ اردکان و پس از ترور ایت االله محمد صدوقی سومین شهید محراب در تاریخ 15 تیر سال 61 طی حکمی از طرف امام خمینی به سمت امام جمعهٔ یزد منصوب شد
متن نامه امام به این شرح است:
حضرت امام در این نامه می نویسد: «به دنبال شهادت جانگداز سومین شهید محراب، صدوقی عزیز، و اتفاق نظر علمای بزرگ یزد، و محبوبیت در نزد اهالی محترم، جنابعالی را که موصوف به علم و تقوا میباشید به سمت نماینده و امام جمعۀ یزد منصوب مینمایم. انشاءاللّه ضمن انجام این فریضۀ بزرگ مردم را به کلیۀ وظایف خود در رابطه با اسلام عزیز و مسلمین، و انقلاب خونین و مستحکمِ ملت شریف ایران آشنا فرمایید. انشاءاللّه جنابعالی در تمشیت امور و رسیدگی به احتیاجات مردم قاطعانه عمل مینمایید. امید است اهالی محترم و متدین یزد عموماً و حضرات علمای اعلام خصوصاً و نهادهای انقلابی فرصت را مغتنم شمرده، همکاریهای لازمه را در انجام هر چه با شکوهتر نماز وحدتآفرین و دشمنشکن جمعه با جنابعالی داشته باشند. موفقیت همگان را از خداوند متعال مسئلت دارم.»(صحیفه امام ج 16)
خاطره ای از علاقه به حضرت امام (س)
به گزارش پایگاه خبری و اطلاع رسانی جماران، آقای حاج محمّد اخوانفرد یکی از مسئولین دفتر مرحوم آیتالله خاتمی و از یاران صمیمی ایشان درباره ابعاد شخصیت حضرت آیتالله خاتمی می گوید:
یکی از خاطرهها مربوط به ایشان و امام امت (قدس سره الشریف) است. ایشان بسیار به امام علاقه داشتند. همانگونه که خود در مصاحبهای با مجلۀ پیام انقلاب میفرمایند «بنده شیفتۀ امام هستم و ایشان را یکی از نوابغ روزگار و از افتخارات عالم اسلامی میدانم.» متقابلاً امام هم به ایشان بسیار علاقه داشتند و روی همین اصل، گاه و بیگاه یادگار ارجمند و فرزند برومند امام امت حضرت ﺣﺠﺔالاسلام والسلمین حاج سیّد احمد خمینی(ره) به همراه یادگار ارزشمند سومین شهید محراب حضرت حجةالاسلام والمسلمین جناب آقای حاج شیخ محمدعلی صدوقی که در آن موقع نمایندۀ مجلس بودند به یزد میآمدند و ایشان را زیارت میکردند و سلام امام را خدمت ایشان ابلاغ میکردند و ایشان هم نسبت به امام اظهار علاقۀ فراوان مینمودند. دیدیم که در رحلتشان امام چه پیام پرمحتوایی برای ایشان دادند، پیامی که تمامش بیان صفات و فضائل اخلاقی و انسانی ایشان بود و از قول همسر محترم امام نقل شد وقتی امام خبر رحلت آیتالله خاتمی را شنید بعد از استرجاع یعنی گفتن «انا لله و انا الیه راجعون» فرمودند: «من هر وقت به صورت آقای خاتمی نگاه میکردم به یاد خدا میافتادم» و این حرف کوچکی نیست آن هم از زبان کسی که خود الهی بود و ملتی را متحوّل کرده بود و به سوی خدا سوق داده بود. یکی از صفات عالم ربّانی هم همین است که انسان وقتی او را میبیند به یاد خدا بیفتد و آیتالله خاتمی این گونه بودند و از ایشان که خود مرید امام بودند این مطلب بعید نیست.
پیام امام به مناسبت درگذشت روشنفکر متدین
حضرت آیت الله سید روح الله خاتمی(ره) در ۵ آبان ۱۳۶۷ در بیمارستان شهدای تجریش تهران درگذشت و در اردکان یزد به خاک سپرده شد.
حضرت امام خمینی(س)، در پیامی رحلت این عالم جلیل القدر، روشنفکر متدین و مجتهد بزرگوار را تسلیت گفت:
«اسلام و ایران یکی از پرفروغترین چهره های تقوا و خلوص و ایمان خود را از دست داد. برادر عزیزم، خاتمی زنده دل، چهرۀ تابناک مبارزات خستگی ناپذیر روحانیت روشن ضمیر در دهه های اخیر این مرز و بوم بود. او روشنفکری متدین و مجتهدی بزرگوار، و از خوبان امینی بود که اگر نتوان گفت بینظیر، مسلماً کم نظیر بود. او با گوشت و پوست خود مبارزه را میفهمید؛ و سختی های آن را چون شربتی گوارا مینوشید. او یار و پناه محرومان بود. او یک عمر با تحجر و واپسگرایی جنگید ؛ و یکی از طرفداران بی بدیل اسلام ناب محمدی ـ صلی اللّه علیه و آله و سلم ـ در عصر فریب و خودپرستی بود. او پاک زیست و پاک مرد، و پاک در جوار رحمت ربّش آرمید.
این ضایعۀ دردناک را به مردم ایران، خصوصاً به اهالی متدین استان یزد، و به خانوادۀ مکرمش و فرزندان متدینش و فرزند فاضل، با تقوا و متعهدمان، جناب حجت الاسلام آقای حاج سید محمد خاتمی، وزیر محترم ارشاد اسلامی، تسلیت عرض مینمایم. خداوند او را غریق رحمت خویش گرداند»(صحیفه امام ج 21).
پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -